همکاری و زور و بازوی عباس و افرین.آفرین های من نرده کوچک پنجره کنده
شد و رفتیم داخل.اما یهویی خشکمون زد.چهارتا موش گربه خور ایستادده
بودند و مار رو تماشا میکردن.
ما را در سایت لوکومتیو زندگی من دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 58 تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 1:11