یوسف با خاطراتش بسیاری از
وقایع بعضا عجیبی که بر وی
گذشته را بازگو نمایدتاآیندگانش
بدانند بر وی دغدغه های بسیار
گذشته است
اینجا من نماینده فرد یا افرادی
از خانواده-دوستان، احزاب
سیاسی و کسانیکه به آنها
بهربهانه علاقه دارم نیستم
سعی این بوده فقط برخلاف
موازین اخلاق سخن نگویم
وحدالامکان با آبرو اشخاصی
بازی نکنم
بدانندمن برای رضایت یا شماتت
فرد-خانواده - دوستان - احزاب
سیاسی نمینویسم
.من فقط برای دلم خودم مینویسم
وملاحظه یا محافظه کاری نخواهم
داشت الا که بدانم موجودیت
اخلاقی بخطر می افند
______________
اي آفتاب درخشنده دوره جواني.
ديوانگيهاي دوران شباب.کجائید؟
اي گذشته- رفتهايد توقف كنيد...
ااي خورشيد كه پيوسته درآسمان
ازمشرق طرف مغرب حركت ميكني
يكمرتبه از غرب به شرق حركت كن
تامن جواني ازدست رفته را بازيابم.
رعشههاي لذت بخش دوره شباب
كه برمن مستولي ميشديدكجايد
اي قلم كه دردستم هستي و
اینچنین حركت ميكني اينك كه
چیزی نميتواند دوران پر شرر مرا
برگردانند تو با نوشتن خاطرات
گذشته کودکی،نوجوانی وجوانی
رعشههاي لذتبخشم را باردگر
بمن بازگردان تا با گذشته مشغول
شود و غم را فراموش نمايم
ما را در سایت لوکومتیو زندگی من دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 26