227- سرلشکر محسن رضایی

خرید بک لینک

سربازها وقتی در داخل دیواری قرار میگیرند، اجازه ندارند آزادانه به بیرون بروند

دلشان برای آن سوی دیوار منتهی به سیم خاردار لک میزند

حساب بکنید فضای قانونی در درون یک پادگان یا مکان نظامی چقدر میتواند دل

او را در چارچوبی تنگ قرار دهد و در این موقع مرخصی به خصوص حضور در وطن

چه لذت زیبایی به قلب میبخشد و من بارها شاهد بودم سربازانی که بعد از دو

هفته مرخصی به دانشکده نیروی دریایی میآمدند به رغم اینکه در فضای ما انجور

که می بابست هم نظامی با آن ابعاد خشک نبود، در شب اول خوابگاه برای روز یا

روزهای قبلی که همراه خانواده، خانه و دوستانشان در گشت و گذار بودند دلشان

بشدت تنگ میشد.

مدتی بود سربازان را به پشت دانشکده جهت تکمیل میدان صبحگاه جدید میبردند

در آنجا بعد از ساعت ۲ بعد از ظهر تا هنگامی غروب آن هوای تقریباً گرم دو موضوع

خیلی مهم را پیگیری میکردیم

گروه اول باید تمرین رژه مینمودند و گروه دوم باید به ساماندهی ساخت میدان

صبحگاه جدید اقدام میکردند.

خبر نداشتیم برای چه، اما به تدریج این خبر مابین همگان پیچید که قرار است

سردارسرلشکر محسن رضایی فرمانده کل سپاه پاسداران از دانشکده بازدید به

عمل بیاورد

اینجا دیگر بهانهای برای در رفتن نبود البته ، خوشبحال محمد (پسرخاله من) که

با تلاشهای خودم وارد سیستم آبدارخانه ساختمان امور اداری شده بود از این

بیگاری و تمرین رژه سخت محفوظ مانده بود

روزهای اول برای اینکه از بیگاری فرار کنم خودم را به تمرین رژه معرفی کردم اما

من که دوره آموزشی را نگذرانده بوده و معاف شدم اً رژه رفتن بلد نبودم گاهی از

روی خط به چپ میزده گاهی به راست میزده و این آماتور بازی مضحکانه حداقل

مایه شرمساری خود آقا یوسف شده بود

عیسی کاکویی فرمانده وقت دانشکده همت خوبی مینمود و غالبا با خوشرویی

خودش در خط مقدم میامد و روند بازسازی دانشکده را نظارت میکرد.

در این میان سربازها از اینکه بالاترین مقام دانشکده بینشان آمده احساس لذت

زیادی میبردند شوخی که نبود کاکویی فرمانده ارشد دانشکده بود و عموماً در

رویت تیررس چشم سربازان قرار نداشت

هنوز علی شمخانی فرمانده کل نیروی دریایی بود و بر حسب اینکه قرار بود

سرلشکر رضایی به دانشکده بیاید خودش توسط یک بازرس ویژه روند بهسازی

مجتمع را دنبال مینمود

اعتراف میکنم نداشتن تمرینهای نظامی و تا مقدار خیلی زیادی مفت خوردن و

مفت گشتن، سبب تنبلی جسم من شده بود و نمیتوانستم در تمرینهای رژه

سربازان مشارکت داشته باشم

به همین دلیل برای مخفی کردن این ضعف خودم از سربازان رژه رونده جدا شده

و حاضر شدم در بیگاریهای عمرانی مشارکت کنم

سرلشکر محسن رضایی طی مراسمی به دانشکده آمد و غیر از سربازانی که

نمونه بوده و برای رژه در کنار کادر رسمی و دانشجویان نمونه انتخاب شده بودند

باقی را در خوابگاه یک جور میشود گفت زندانی کردم تا هیچکس بیرون نیاید و

سر راه آقایان قرار نگیرد

لوکومتیو زندگی من...

ما را در سایت لوکومتیو زندگی من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 37 تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1402 ساعت: 17:18

صفحه بندی