
روحیه نقد گرایی، دیگر شخصیت مطالعه گر و تشنهدانستن را به من داده بود، فلذا اعتراف می کنم تقریباًبطور کامل دلقک بازی، سرگرمی و سطحی گویی از منرخت بسته بود.مثل تشنه ایی می مانستم که علاقه مند شدید به یادگیری،بودمبعدها متوجه شدم کاش آنروز دنبال دانستن نمیرفتمشما نمی دانید درجامعهای که روند اصلاح آن به نفع مردم، جاده بسیار پر پیچ و خم دارد مشاهده کردنمداوم انیوه مشکلاتی که ناشی از تنها و تنها و تنها ازسوء مدیریتهاست چقدرقلب آدم را میفشارد... بگذریممتوجه شده بودم علی شریعتی چیزهایی را دربخشنتیج...
ادامه مطلب
از این به بعد کتاب خواندن های من در وادی شریعتی ادامهپیدا کرد تا آن که بتدریج احساس کردم مطالعاتم بنحوی داردپیش میرود که شکوفه های من به میوه ختم نمیشود!یعنی چالشها را خوب می بیند خوب بیان می کند ولینمی تواندراهکاری مناسب و درخور شأن برای اصلاح جامعه بیابد در سخنرانی هایی که برای هم تختی ها بعد از صرف غذا یا عصرانه های باچای یا اینکه بعد از شام داشتم خیلی خوب چالش ها ، نقایص و مشکلات رامیدیدم و با هیجان آغاز دوران جوانی به زیباترین شکل بیان میکردم اما درموضوع "چه باید کرد" کاملا یادم ...
ادامه مطلب