سربازها وقتی در داخل دیواری قرار میگیرند، اجازه ندارند آزادانه به بیرون برونددلشان برای آن سوی دیوار منتهی به سیم خاردار لک میزند حساب بکنید فضای قانونی در درون یک پادگان یا مکان نظامی چقدر میتواند دلاو را در چارچوبی تنگ قرار دهد و در این موقع مرخصی به خصوص حضور در وطنچه لذت زیبایی به قلب میبخشد و من بارها شاهد بودم سربازانی که بعد از دو هفته مرخصی به دانشکده نیروی دریایی میآمدند به رغم اینکه در فضای ما انجورکه می بابست هم نظامی با آن ابعاد خشک نبود، در شب اول خوابگاه برای روز یا روزهای قبلی که همراه خانواده، خانه و دوستانشان در گشت و گذار بودند دلشانبشدت تنگ میشد. مدتی بود سربازان را به پشت دانشکده جهت تکمیل میدان صبحگاه جدید میبردند در آنجا بعد از ساعت ۲ بعد از ظهر تا هنگامی غروب آن هوای تقریباً گرم دو موضوع خیلی مهم را پیگیری میکردیم گروه اول باید تمرین رژه مینمودند و گروه دوم باید به ساماندهی ساخت میدان صبحگاه جدید اقدام میکردند.خبر نداشتیم برای چه، اما به تدریج این خبر مابین همگان پیچید که قرار است سردار
سرلشکر محسن رضایی فرمانده کل سپاه پاسداران از دانشکده بازدید به عمل بیاورداینجا دیگر بهانهای برای در رفتن نبود البته ، خوشبحال محمد (پسرخاله من) کهبا تلاشهای خودم وارد سیستم آبدارخانه ساختمان امور اداری شده بود از این بیگاری و تمرین رژه سخت محفوظ مانده بودروزهای اول برای اینکه از بیگاری فرار کنم خودم را به تمرین رژه معرفی کردم اما من که دوره آموزشی را نگذرانده بوده و معاف شدم اً رژه رفتن بلد نبودم گاهی ازروی خط به چپ میزده گاهی به راست میزده و این آماتور بازی مضحکانه حداقلمایه شرمساری خود آقا یوسف شده بودعیسی کاکویی فرمانده وقت دانشکده همت خوبی مینمود و غالبا لوکومتیو زندگی من...
ادامه مطلبما را در سایت لوکومتیو زندگی من دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 37 تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1402 ساعت: 17:18